دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388
۲۸ سال پیش یعنی زمانی که برای اولین بار وارد مدرسه شدم و نگرانی ورود به یک فضای جدید را داشتم٬ چهره ای متبسم و آرام سعی داشت از نگرانیهایم بکاهد.معلم کلاس اول که نگاهش آغازی بود بر همه آموختنیهایم و من نگاه مهربانش را همواره در خاطر دارم.
در طول این سالیان در حسرت دیدار دوباره اش بودم تا ۱۲ اردیبهشت امسال مصادف با روز معلم سرانجام توانستم او را در مدرسه ای در شهر بزرگ تهران در سال آخر خدمتش بیابم.حال و هوای وصف نشدنی از خانم معلمی که گذر زمان و سالها تلاش برای آموختن را در چهره اش می دیدم . با شور حال وصف نشدنی از نوه هایش میگفت و خاطرات کودکی من.چهره اش همچنان مهربان بود و من از شوق دیدار دوباره اش اشک شوق در چشم و لذت وصف ناپذیردر عمق جان داشتم.او که همچنان عاشقانه از تلاشش برای دانش آموختن به کودکان می گفت و من می دانستم هر که عاشق شد معلم میشود
نوشته شده توسط صدرالدین علی پور در ساعت 15:6 | لینک
|