امروز کامنتی داشتم که دوست دانشجویی از من خواسته بوددر باره محیط زیست بیشتر بنویسم تا دانشجویان تازه نفس و علاقمند بتوانند بیشتر استفاده کنند.تلنگری بود بر رشته افکارم که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده است.کاری به هیچ چیز ندارم یعنی تخصصی در امور دیگر مانند سیاست ٬اقتصاد٬صنعت و ...ندارم اما در این حوزه که حوزه تخصصی ماست هیچ پیشرفتی ندیده ام.
چه بنویسم از کدام بالندگی و افتخار بنویسم.ما که سابقه نزدیک ۵۰ساله تاسیس نهاد ی جهت حفاظت و ضیانت از محیط زیست را داریم در یک اقدام ضربتی شوارایعالی محیط زیست که با توجه به قدرت تصمیم گیری مناسب با توجه به حضور وزرائ مرتبط و رییس جمهور پشتوانه ای برای حمایت از محیط زیست بودمنحل می شودو امروز به جایی رسیده ایم که در مجلس بحث تصویب ادغام سازمان محیط زیست با وازرتخانه آن هم وزارتخانه ای با سیاست بهره برداری(وزارت جهاد و کشاورزی) را داریم.
هر طرحی ولو با تخریب مستقیم محیط زیست در هر کجا با هر شرایط اجرا شد.حتی با مخالفت ساز مان محیط زیست از میان گذر کنار٬ گذرو تا هر گذری که خواستند.جنگل ها و مراتع بدون هیچ سیاست احیا بهره برداری شدند .البته پیشرفتهای دیگری در راه است دماوند آسفالت می شود.خدا را چه دیدید شاید در آن برج هم ساختند.به که بنویسیم چه بنویسیم.این اطلاعات و تجربیات ما اگر نتواند بعد از این همه سال داعیه محیط زیستی بودن نتواند جان بره آهویی که به اشتیاق آب می آید در دل شب تیر باران می شود نجات دهد به چه کار می آید.شاید اصلا ننویسم اوضاع بهتر شود.
تا دلتان بخواهد حرف زدیم و از اهمیت محیط زیست گفتیم چه جلسات و کنفرانس و کنگره اندر مزایای آن گذاشتیم چه سفر ها رفتیم کسب تجربه کردیم .امروز من با تاسف می گویم که در طول این سالیان همچنان به عقب رفتیم.هنوز هم محیط زیست نهادی است که ریاست آن را در طول این سالیان به عنوان یک جایگاه تشریفاتی و ژستی برای استفاده از خانم ها در کابینه و یا بدست آوردن دل کسانی برای واگذاری مسئولیت بی درد سر مطرح بوده است.و هرکسی با هر تخصصی و قتی از همه جا رانده می شود تازه می شود متخصص محیط زیست از اقتصاد ٬ مکانیک ٬پزشک وگیاه شناس تا دبیر ادبیات که پروژه های ارزیابی زیست محیطی انجام می دهد.سالی چند صد فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری فارغ التحصیل می شوند و بیکار در حسرت کوچکترین فرصت شغلی و محیط زیست همچنان در دستان پر قدرت افراد غیر متخصص ذره ذره در حال فناست. من اینها راسالهاست می بینم و می شنوم پس من من چه بنویسم از کجای این حکایت که سالیان سال خود و خانواده ام جز بی مهری و بی توجهی به آن چیزی ندیدیم و نشنیده ایم.من از این حرفهای بی عمل خسسته ام و اعتقاد دارم.
از حرف ندیدیم به جز تیرگی دل زنهار ز گفتار گذشتیم علی الله
انصافا بعضی قسمت های مجموعه مرد دو هزار چهره بعد از سریال عینا اتفاق افتاد که من فکر میکنم مدیری با عالم غیب هم ارتباطاتی داشته باشد.موضوعات مربوط به فوتبال و فوتبالیستها و آن مربی از فرنگ آمده و دیروز هم دلایل از باند خارج شدن هواپیما از باند آن هم به دلیل عدم تمرکز خلبان و در گیری اش با مدیر عامل شرکت هواپیمایی شاید به دلیل خوب پخته نشدن کباب در کاکبین هواپیما٬ راستی که هیچ وقت نفهمیدم هواپیما چرا سقوط می کند.امیدوارم قسمتهای دیگر مرد دو هزار چهره به واقعیت تبدیل نشود.امیدوارم.
چه می شود کرد ما هم این روزها از بی مطلبی در حوزه محیط زیست رفتیم سراغ چهره های محبوب هنری و ورزشی.
برای دیدن دوستی به اتفاق دوست خوبم آقای مهندس حیدرزاده به شمال (نور) رفتیم.تو راه برگشت از هر دری صحبت شد و بالاخره موضوع به ورزش ختم شد صحبت خرید باشگاههای انگلیسی توسط پولدارهای عرب و صحبت از خرید نیوکاسل توسط یک ایرانی دوستم میگفت که پیشنهاد مربیگری تیم به علی دایی داده شد. و من طبق معمول شروع کردم به تعریف و تمجید از علی دایی که برای من سمبل یک ایرانی با تعصب و کسی است که اسمش واسه ایران و ایرانی باعث افتخاره و شخص لازم الاحترام و اون هم از پروژه خیریه علی دایی و کارهای خیرش می گفت که برای من جای تحسین بیشتر پیش می آورد در همین صحبتها بودیم که یک دفعه دیدیم علی دایی به همراه برادرش و دو تا همراه دیگه در حال دویدن کنار جاده درست روبروی ما می آمدند.آدم تا این اندازه حلال زاده و موضوع تا به این اندازه جالب واسم پیش نیومده بود. ما از ماشین پیاده شدیم و گفتیم الان ذکر خیر شما بود و خصوصیات منحصر به فرد شما ٬کمی در باره مسایل مختلف حرف زدیم اون هم انگار از این اتفاق در عجب بود و سعی می کرد احساس بیشتری از خودش بروز بده و بعد از هم خداحافظی کردیم.ضمنا ازش خواستیم تا در برخی نشست های مربوط به حمایت از محیط زیست به عنوان یک چهره مقبول جامعه کمکمان کند.
بعد ازخداحافظی داشتم فکر می کردم آدمها فقط به نام نیکشان می مانند نه چیز دیگر ضمن اینکه اعتقادم به مثبت بودن وقابل احترام بودن علی دایی بیشتر شده بود.
