شهر تهران در جدول رده بندي شهرهاي بزرگ جهان، از نظر آلودگي هوا در رده بالايي قرار گرفته است. اين امتياز منفي، دلايل عمدهاي دارد كه يكي از آنها موقعيت جغرافيايي و اقليمي تهران است. در فصلهاي پاييز و زمستان آلودگي هواي تهران به بالاترين ميزان خود ميرسد. بر اساس مطالعات به عمل آمده، در حال حاضر سالانه 70 تن ذرات معلق، گوگرد، 2 تن سرب، 3 هزار و560 تن منو اكسيدكربن، يك هزار و 260 تن تركيبات آلي فرار غير متان، 285 تن اكسيدهاي گوگرد و 452 تن اكسيدهاي ازت در هواي تهران منتشر ميشود. گزارشها نشان ميدهد 80 درصد آلودگي هوا در تهران مربوط به منابع متحرك است و با توجه به وضعيت اقليمي و جغرافيايي تهران و پديده وارونگي، آلودگيهاي ياد شده مدت زيادي در سطح زمين و فضاي تنفسي انسانها باقي ميماند. عدم مديريت يكپارچه، كمبود ناوگان حمل و نقل عمومي، وجود خودروهاي فرسوده، تكنولوژي قديمي خودروها، كيفيت نامناسب سوخت و استفاده نامناسب از خودروها از دلايل اصلي تداوم آلودگي هواي شهر تهران می باشند.
البته آلودگی هوا معضلي نيست كه بشر در كنترل و كاهش آن ناتوان باشد چرا كه اين مشكل زيست محيطي زاييده تكنولوژي بوده و از راههاي علمي و تكنيكي ميتوان آنرا از بين برد. همكاري و همياري عموم مردم و شهروندان در كنار اقدامات قانوني و اجرايي نهادهاي دولتي نويدبخش، دستيابي به محيط زيستي عاري از هر نوع آلودگي خواهد بود. در تهران و اکثر کلانشهرها درصد زیادی از مشکل آلودگی هوا ناشی از ترافیک می باشد . ولی نکته مهم اینجاست که لزوما با حل مشکل ترافیک ، معضل آلودگی هوا حل نمی شود . مثلا فرض کنید تعداد زیادی از معابر را تعریض کنیم و تعداد زیادی از بزرگراه ها را دو طبقه کنیم و معابر جدید بسیاری بسازیم. در اینصورت برای چند سال مشکل ترافیک حل می شود ، ولی قطعا آلودگی هوا بیشتر می شود. بنابراین خیلی مهم است که ما در جستجوی راه حل ترافیک به دنبال آن باشیم تا حتما دو مشکل "ترافیک" و "آلودگی هوا" را همزمان حل کنیم. یعنی به دنبال آن گروه از راه حل های ترافیک برویم که مشکل آلودگی هوا نیز در آن حل شود . مثل توسعه حمل و نقل عمومی ،مدیریت تقاضا و ... البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که براي کاهش آلودگي هواي تهران راه هاي مختلفي وجود دارد از جمله معاينه فني خودروها، وجود سوخت مناسب، استاندارد کردن خودروها، مديريت ترافيک و... اما چيزي که در شرايط فعلي بيش از همه اهميت دارد توسعه حمل و نقل عمومي و مدیریت صحیح است چرا که فقدان مدیریت به عنوان پاشنه آشیل موضوع آلودگی هواست. مديريت و كنترل ترافيك از زماني كه بشر اولين چرخ را به ارابه وصل نمود به عنوان يك موضوع مطرح گرديد . اهميت و پيچيدگي اين امر تا به امروز همواره افزايش پيدا كرده است زيرا با گذشت زمان انسان سعي كرده است از وسيلة نقليه به عنوان ابزاري سودمند و كارا براي استمرار بخشيدن به فعاليت ها و از همه مهمتر سرعت دادن آن ها بهره جسته و در نتيجه در وقت و پارامتر اساسي زمان صرفه جويي نمايد ولي در اين ميان عواملي از قبيل نابساماني هاي ترافيكي مانع از اين كار شده است . از طرف ديگر سالانه صدها هزار اتومبيل وارد ناوگان حمل و نقل مي شود و به همين دليل كشور ، بويژه كلان شهرها آينده روشني ندارند و احداث كيلومتر ها بلوار ، بزرگراه و خيابان هاي عريض نتوانسته است چاره سازي نمايد بطوريكه بر اساس آمارهاي موجود در شهر تهران ، با احتساب ٤٠ دقيقه زمان تأخير در هر سفر و با توجه به اينكه بطور متوسط ١٤ ميليون سفر درون شهري انجام مي شود ، زمان اتلاف وقت شهروندان در راهبندان و ترافيك شهري ٢٠٠ ميليارد دقيقه در سال است . البته علاوه بر اتلاف زمان ، انرژي و هزينه، اين سكون و كندي در رفت و آمد ، خود فشارهاي اجتماعي و رواني را نيز به دنبال دارد . در طي ١٥ سال اخير ، تحولات ناشي از ظهور، گسترش و نفوذ فن آوري اطلاعات به همه شئون زندگي بشري آنچنان روشن و تأثير گذار بوده كه هيچكس در مورد انقلاب ناشي ازIT و تأثيرات عميق آن بر جامعه بشري ترديدي به خود راه نمي دهد . رشد تكنولوژي و كاربرد سيستم هاي الكترونيك در زندگي روزمره مدت هاست كه در كاهش ترافيك شهرهاي بزرگ دنيا نيز تأثير گذاشته است، بطوريكه برخي از مديران شهري كانادا از اينكه مردم بسياري از امور روزمره خود را از طريق اينترنت انجام داده و ديگر چندان به خيابان ها نمي آيند ، متعجب شده انددر همين راستا، مهندسين حمل و نقل نيز سعي بر آن داشتهاند تا از فناوري اطلاعات (IT )بعنوان راهكاري مناسب درجهت از ميان برداشتن معضلات اساسي مديريت ترافيك بهره جسته و مشكلات آنرا به حداقل ممكن كاهش دهند.در سالهاي اخير و در جوامع پيشرفته، مهندسين حمل و نقل همراه با متخصصين رشته هاي مخابرات و ارتباطات - الكترونيك - كامپيوتر و ... با بهره جوئي از امکاناتی که امروزه بعنوان ره آوردهای IT شناخته ميشوند، "سيستمهاي هوشمند حمل و نقل يا ITS " را بوجود آورده اند كه زيرساختي مطلوب و مناسب جهت تحقق و دستيابي به اهداف تعيين شده زير را فراهم آورده است.
مديريت و برنامه ريزي دقيق و كارآمد در حمل و نقل و ترافيك
استفاده بهينه از منابع موجود
كاهش صدمات و افزايش ايمني و آرامش
كاهش مصرف انرژي و هزينه ها و اثرات نامطلوب زيست محيطي
كاهش زمان سفر و تأخيرهاي ناخواسته و در نهايت جلب رضايت مسافرين و روانسازي جريان ترافيك و حمل و نقل و ...
اين اهداف همواره از مقاصد ومطلوبهاي برنامه ريزان و متخصصين حمل و نقل و مهندسين ترافيك در استفاده از ITS برشمرده ميشوند.
در همين راستا ميتوان بصورت دقيقتر، مهمترين عملكردهاي ITS را چنين برشمرد :
مديريت و بهينه سازي جريان ترافيك و روانسازی حركت
مديريت و كنترل حوادث
مديريت و پشتيبانی وسائل نقليه امدادي
- مديريت اخذ الكترونيكي عوارض , هزينه پاركينگ , خريد و رزرواسيون بليط و...
- مانيتورينگ و كنترل حمل و نقل سبك و سنگين
مديريت و ناوبري پيشرفته ناوگان حمل ونقل عمومي
مديريت حمل و نقل عمومي
مديريت و پشتيباني عابر پياده و ...
روشن است که هر يك از موارد مذكور بدون بهره جوئي از رهآوردهاي IT قابل دستيابي و انجام نبوده است در ضمن این تصور اشتباهی است که ITS را صرفا مکانیزه کردن عملیات سنتی حمل ونقل بدانیم. این تعریف، مفهوم ITS را در به کارگیری تجهیزات و سخت افزارها خلاصه می کند درحالی که در همه منابع، بر خدمت گرایانه (Service Oriented) بودن عملیات ITS تأکید فراوان شده است. به عبارت دیگر اولویت دهی و انتخاب پروژه های ITS باید بر مبنای میزان تأثیرگذاری مفید آن ها در بهبود شاخص های ترافیک و رفع مشکلات و نیازهای شبکه حمل ونقل صورت پذیرد. با این رویکرد نصب تجهیزات حتی با به کارگیری پیشرفته ترین آن ها لزوما به مفهوم انجام کار صحیح و مناسب نبوده و به طور یقین، به دلیل بار مالی ناشی از کاربرد فناوری های جدید و عدم مشاهده تأثیرات آن می تواند باعث بدبینی تصمیم گیرندگان حمل ونقل نسبت به پروژه های ITS شود.
. با توجه به موارد اشاره شده مي توان گفت فناوري اطلاعات ابزاري جهاني است كه ما را با خود پيش مي برد.
و در کنار مدیریت صحیح باید سعی نمود مردم را به استفاده از سيستم حمل و نقل عمومي ترغيب کرده و تمايل آنها را براي کاربرد خودروي شخصي از بين برد. به عبارت ديگر لازم است که براي سفر با خودروي شخصي محدوديت هايي را ايجاد کرد و هزينه آن را افزايش داد و از سوي ديگر بايد زيرساخت هاي حمل و نقل عمومي را بهبود بخشيد: يعني سيستم حمل و نقل عمومي بايد پايدار و پوشش دهنده شريان هاي اصلي باشد(همان طور که در اکثر کشورهاي دنيا مردم از خودروي شخصي خودشان فقط در تعطيلات آخر هفته استفاده مي کنند). بدين ترتيب می توان همزمان معضل ترافیک و آلودگی هوا را بهبود بخشید..(علی پور-نعمت الهی)
مطلب فوق در روزنامه اعتماد ۲۲اردیبهشت صفحه۸ چاپ شده است
در طول این سالیان در حسرت دیدار دوباره اش بودم تا ۱۲ اردیبهشت امسال مصادف با روز معلم سرانجام توانستم او را در مدرسه ای در شهر بزرگ تهران در سال آخر خدمتش بیابم.حال و هوای وصف نشدنی از خانم معلمی که گذر زمان و سالها تلاش برای آموختن را در چهره اش می دیدم . با شور حال وصف نشدنی از نوه هایش میگفت و خاطرات کودکی من.چهره اش همچنان مهربان بود و من از شوق دیدار دوباره اش اشک شوق در چشم و لذت وصف ناپذیردر عمق جان داشتم.او که همچنان عاشقانه از تلاشش برای دانش آموختن به کودکان می گفت و من می دانستم هر که عاشق شد معلم میشود
با توجه به بی مهریهای روا داشته به محیط زیست ما امیدواریم که انتخابات این دوره با آرامشی متین طی شود و رییس جمهوری سبز اندیش به یاری و آری مردم که هماره از ژرفای عظیم ترین زخمها خود را سرفراز به در کشیده اند راهی همنواخت با کرامت اشان بگشاید و این سرزمین را به کرانه ایمن برکشاند.رییس جمهور و یاران سبز اندیش می بایست قبل از آنکه این نسل شایسته٬در آهن و دود غرقه شوند٬راهی برای رویت آسمان آبی و کشتار درختان را دست پیش بدارد و نگذارد پرندگان در شوره زار به بال بسته بمیرند.حقیقت آن است که باغهای زیبای شهر هامان مرده اند و جنگل های رویاییمان را غارتیان به طاسی نشانده اند و هیچ رودی نمانده است که زهر پساب به دامنش نریخته است و پیرامون هیچ شهر نیست که زباله آلوده اش نکرده است.
پرسش مهم آن است که چرا باید به بهای ارتقا شاخص ها و ساز و کارهای صنعت طبیعت را که خاستگاه و ریشه آدمی است چنین سنگدلانه از میان بر داشت و راه را بر سود جویانی که مصلحت خویش و آیندگان را گناه نمی شناسند باز گذاشت؟
با تمام وجود از رییس جمهور ی که کرامت انسان و طبیعت را به یکسان عزیز می دارد و نگران رخسار زرد مردمی است که حسرت آسمان آبی به دل دارند دفاع می کنیم.در این دفاع است که او و یارانش می توانند سمت و سوی مردمی خویش را نشان دهند و گرنه چه سود که به بهای ارتقائ کمیت ها و بسیاری چیزهای بی حاصل مردم را در دریایی از بیماری و ذلت و زندگانی پر ملال ٬میان قفس ها و برج ها از میان برداشت.
ما حامیان محیط زیست اعتقاد داریم که میان دفاع از طبیعت و زیستگاه آدمی و مردمسالاری پیوندی ناگسستنی است .ونخستین شرط مردمی بودن حراست از زیستگاه آدمیان است.کودکان ما گناه این ویرانسازی طبیعت را بر هیچ کس نخواهند بخشید ما از کسی حمایت خواهیم کرد که با امعان نظر و بهره برداری از یاران مقتدر حق طبیعی مردم ایران را برای زندگی پاک و شایسته ادا کند.....
مبادا آسمان بی بال و بی پر مبادا در زمین دیوار بی در
مبادا هیچ سقفی بی پرستو مبادا هیچ بامی بی کبوتر
