مبنای همه رسومات نوروز از جمله پاکیزه کردن محل سکونت پوشیدن لباس نو کنار گذاشتن کدورتها و دید و بازدید رفتن به دل طبیعت کنار گذاشتن بدیها و زدودن آلودگیها و شروع دوباره با شروع سرسبزی و طراوت بهار است.اما گاها رسومی در طول سالیان به مراسم نوروز اضافه شد که اساسا با نوروز و فلسفه آن منافات دارد.سالهاست به هنگام نوروز هزاران ماهی قرمز که برای این مراسم پرورش می یابند و در جریان حمل و نقل با تانکر و آکواریوم های ر از ازدهام بر اساس جابه جابه جایی و تکانهای شدید می میرندو آنهایی که می مانند خسته و نیمه جان درون تنگ های تنگ به خانه ها می روند و س از چند روز می میرند.این در حالی است که ماهیها جزئ فرهنگ ما نیستند و از آسیای شرق دور به مملکت ما مهاجرت کردند.این ماهیها می توانند در طبیعت سالها زنده بمانند.این ماهیها مانند سایر موجودات درد می کشند میترسند و دوستی را درک میکنند.نوروز چقدر زیباتر و دوست داشتنی تر می شود اگر زیباییش در گرو زندگی و آزادی حیوانی بی پناه نباشد.زیبایی نوروز آنقدر متعدد است که با نبودن تنگ ماهی از زیبایی آن کم نمی شود.بیایم با حذف این ماهی ها از سفره هفت سین احترام به حیوانات را به کودکان نیز بیاموزیم.و این جرات و شهامت را در خود تقویت کنیم که تنها از سنتهای درست پاسداری کنیم و از شکستن سنتهای غلط اگر چه حامیانش بسیار باشد نهراسیم.با جایگزین کردن یک سیب قرمز زیبا درآب تنگ بلور ماهیها را به طبیعت بسپاریم که در طبیعت زیبایی آنها دو صد چندان است.و خلاصه آنکه
نوروز ماندگار است تا یک جوانه باقیست تاهست شمع جانان تا این یگانه باقیست
