چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386
دیده دریا کنم و سر به صحرا فکنم ون در این کار دل خویش به دریا فکنم خیلی وقت بود که چیزی ننوشته بودم شاید تنبلی بی حوصلگی و یه جور بی انگیزه شدن که البته هیچ کدام حس خوبی نبودو اصلا از فضای مجازی خسته شده بودم راستش من شخصا با شروع بهار دلم وهمه وجودم پر میکشه واسه کوه و در و دشت و هر هفته به بهانه ای میرم تو دل کوههای البرز صد البته البرز مرکزی و صد البته آزادکوه وکوه گرگ و سیاه سنگ و.......اصلا فلسفه کوه و کوهنوردی خیلی آموزنده است اینکه همه تلاش میکنند واسه رسیدن به یک هدف این که بازنده ای وجود نداره این که وقتی میرسی بالا احساس مییکنی به خدا نزدیکتری اینکه سادگی واستواری کوه ازتو انسان متفاوتی میسازد و خیلی حس های خوب دیگر.اصلا من کوه و طبیعت را یک دانشگاه بزرگ انسان سازی میدانم.خیلی از پیامبران و فلاسفه وانسانهای بزرگ برای رسیدن به کشف و شهود مدتها در دل کوهستان بودند بسیاری از جریانات و اتفاقهای مهم روزگار در دل کوها بود.اتحاد و همدلی و اتفاق برای رسیدن به اهداف و حماسه ها و دلیری هایی که کوه و کوهستان بسیار دیده اند ودر یاد دارند.خلاصه آنکه اعتقاد دارم که برای حفظ طبیعت باید از طبیعت آموخت و باید در آن بود واقعا همه عاشقان طبیعت علی الخصوص دوستان وبلاگ نویس کمی تامل کنند و کمی هم با طبیعت باشند طبیعت را لمس کنند. به علم عمل کار بر می آید باید حرکت کرد واقعا با سکوت و سکون و گاهی نقد یکدیگر کاری از پیش نمیرود من دو ستان وبلاگ نویس سینه چاک محیط زیست با تحصیلات آکادمیک می شناسم که ۵ سال است قدم در کوه و طبیعت نگذاشته اند ...با هم باشیم برای هم با طبیعت و برای طبیعت. صدرا
نوشته شده توسط صدرالدین علی پور در ساعت 12:38 | لینک
|
